تبلیغات
ادبی - ستوه
شنبه 2 اردیبهشت 1391  05:55 ب.ظ

ستوه
در کجای این فضای تنگ بی آواز
من کبوتر های شعرم را دهم پرواز ؟
شهر را گویی نفس در سینه پنهان است
شاخسار لحظه را برگی از برگی نمی جنبد
آسمان در چار دیوار ملال خویش زندانی است
روی این مرداب ،یک جنبنده پیدانیست
آفتاب از این همه دل مردگی ها روی گردان است .
بال پرواز زمان بسته ست.
ای قناری های شیرین کار !
آسمان شعرتان از نغمه ها سرشار !
ایخروشان موج های سرمست !
آفتاب قصه تان گرم !
چشمه ی آوازتان تا جاودان جوشان !
شعرمن می میرد وهنگام مرگش نیست
زیستن را - درچنین آلودگی ها زادوبرگش نیست
ای تپش های دل بیتاب من !
ای سرود بیگناهی ها !
ای تمناهای سرکش !
ای غریوتشنگی ها !
در کجای این ملال آباد ،
من سرودم را کنم فریاد ؟
در کجای این فضای تنگ بی آواز
من کبوتر های شعرم را دهم پرواز؟


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
louis6blake4.jimdo.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 06:03 ق.ظ
I drop a leave a response whenever I especially enjoy a article on a website or I have something to valuable to contribute to the conversation. Usually it's caused by the sincerness displayed in the article I read.

And on this article ادبی - ستوه. I was actually excited
enough to post a thought ;) I actually do have a
couple of questions for you if you don't mind.

Could it be simply me or does it give the impression like some of
these comments appear like they are coming from brain dead people?
:-P And, if you are posting on other online social sites, I'd like to follow everything new you have to post.
Could you list the complete urls of all your shared pages like your twitter feed, Facebook page or linkedin profile?
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 10:13 ق.ظ
What a material of un-ambiguity and preserveness of precious knowledge
on the topic of unexpected emotions.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر