تبلیغات
ادبی - داستانک « راننده » از فریده فهیمی
سه شنبه 3 مرداد 1391  09:17 ق.ظ

راننده

        ساعت ِ کاری اش به پایان رسید. از  اداره خارج شد .کنار خیابان ایستاد ، دستش را جلوی ماشین مسافرکشی،تکان داد .ماشین  ترمززد. انگشت سبابه اش را به سمت مستقیم ،اشاره کرد . راننده با تکان دادن سرش به سمت پایین ،مسیرش را تأیید نمود. درب ماشین را بست وروی صندلی عقب ،سمت را ست نشست . مانتویش را مرتب کرد وکیفش را را روی زانویش قرار داد . ماشین  به سمت مسیر تعیین شده درحال حرکت بود  . همانطور که مقنعه و موهایش را تنظیم می کرد ،مغاره های تعطیل شده وماشین های کارمندان شتابان را مشاهده می کرد . تاکسی به کوچه شان رسید . خطاب به راننده گفت : « ممنون ،آقا .پیاده می شم .» راننده بدون توجه به صحبتش ، به مسیر ادامه داد . دوباره تکرار کرد . :« نگه دارید آقا پیاده می شم . » راننده همچنان گاز داد وراند . عصبانی شد ،صدایش رابلند کرد وگفت :« آقا نگهدار ، گفتم پیاده می شم . » اما راننده بدون توجه به دادوفریادش ،به مسیر خود ادامه می داد. لنگه کفش اش  را درآورد وبا تمام توان به پشت سر وگردن راننده ،چند بار کوبید . جیغ ترمز ماشین شنیده شد . راننده به پشت سرش برگشت . سریع وبدون اتلاف وقت ،از توی جیب پیراهنش کارتی را درآورد ونشانش داد ، روی کارت نوشته شده بود : « جانباز 35 درصد جنگی از ناحیه ی گوش. »  

                                                                              فریده فهیمی – 16تیرماه 91 – برازجان


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:49 ب.ظ
Good day! I just want to give you a big thumbs up
for your excellent information you've got here on this post.
I'll be coming back to your website for more soon.
BHW
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:21 ق.ظ
I blog often and I truly thank you for your information. The article has really
peaked my interest. I am going to book mark
your website and keep checking for new information about once per week.
I opted in for your RSS feed as well.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:09 ب.ظ
I am really thankful to the owner of this web page who has shared this wonderful
piece of writing at at this time.
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 04:59 ب.ظ
naturally like your web-site but you need to check the spelling on quite
a few of your posts. A number of them are rife with spelling issues and I to find it very bothersome to inform the reality however
I'll definitely come again again.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر